خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

503

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

مفيدتر است و از آن‌جا كه استقرا مشتمل بر مثال‌هاى گوناگون است در نزد جمهور بيش‌تر از قياس پذيرفته مىشود . فايدهء قياس و استقرا ، با آگاهى از مواضع ( كه بحث از مواد است ) كامل مىشود . اما استنباط و استعمال مواضع با وجود ملكهء جدلى صورت مىگيرد . ملكهء جدلى از راه تحصيل امورى كه ادوات جدل ناميده مىشوند ، حاصل مىگردد . اين ادات عبارت‌اند از : ادات اول استحضار اصناف مشهورات از مواد منطقى ، خلقى و طبيعى است . و آن عبارت است از : مشهورات مطلق ، مشهوراتى كه با ذكر مثال واضح مىشوند و مشهوراتى كه در ميان مردم واضح و آشكار نيستند ، اما وقتى حدود آن را در ذهن تصور كنند مقبول و محمود باشند ( مانند اكثر مواضعى كه در اين صناعت ايراد مىشود ) مشهورات محدودى كه نزد اهل يك صناعت شهرت داشته ، آراى بزرگان اهل صناعت‌ها ( مانند : بقراط در طب ، فيثاغورس در موسيقى ) مشهوراتى كه به وسيلهء قرائن شهرت دارند و به سبب تشابه يا تقابل با مشهور ديگرى كسب شهرت نموده‌اند ، مشهوراتى كه متقابل بوده و هر طرفى به اعتبارى و نزد قومى شهرت دارد ، مثلا برحسب گفتار : مرگ با نامى نيك بهتر از زندگى با بدنامى است ، درويشى با عدالت بهتر از توانگرى با ستم است . اما برحسب اعتقاد و طبع برخى از مردم ، ممكن است طرف مقابل ، بهتر باشد . همچنين برحسب شريعت ، آن‌چه مشهور است اين‌كه عدالت بهتر است ، اما برحسب بعضى از طبايع آن‌چه مشهور است اين‌كه منفعت بهتر است ، اگرچه همراه با ستم باشد . نيز ، از نظر شرايع غيرمكتوب اين قضيه مشهور است كه : كسى كه زنى شايسته دارد ، نشايد كه زنى ديگر بگيرد كه مقتضى وحشت آن زن شايسته باشد ، ولى در شريعتى خاص ، عكس اين قضيه مشهور است . نزد خواص اين قضيه مشهور است كه سعادت عبارت است از اكتساب علم و عدالت ، اما نزد عوام سعادت عبارت است از ملك و رسيدن به مقاصد دنيوى . نزد بعضى از خواص علم بهتر از عبادت بوده و نزد بعضى ديگر برعكس است . نزد بعضى از عوام جمع كردن مال بهتر از انفاق بوده و نزد برخى ديگر عكس آن بهتر است ، زيرا از هردو طرف اين قضايا مىتوان در وقتى بهره برد . همچنين جدلى بايد از اضداد مشهورات كه مناقض حكم مشهورات هستند آگاه باشد و هرچند آن اضداد در نهايت شفاعت باشند ، اما مىتوان آن‌ها را در خلف